رنج نامه یک پشت کنکوری

 

مثل چندین جنگ تحمیلی گذشت******آن چه دردوران تحصیلی گذشت

دوستانم درس می خواندن ومن******فکرمی کردم به یک کارخفن

دوستانم حرف سنگین می زدند*****دم به دم،برپاوبنشین می زدند

عاقبت ازبس که هی برپاشدند*****نورچشمان معلم هاشدند

درعلوم تجربی واردشدند*******عشق گازومایع وجامدشدند

درزبان فارسی داناشدند*******جزونزدیکان مولاناشدند

شک ندارم عین سعدی می شوند*****حافظ وعطاربعدی می شوند

من ولی اکسیربرمس می زدم*****جای درس ومشق،هیPES می زدم

بی خیال شیمی وجغرافیا*********بودکارم پانتومیم ومافیا

هرکه چون من بی خیالی می کند****سیم هایش اتصالی می کند

هی نخواندم درس وچشمم کورشد****سدراهم عاقبت کنکورشد

حال گاهی تست شیمی می زنیم*****گاه گل یاپوچ تیمی می زنیم

بعدازاین هرجاسوالی حل کنم******ای دریغ ازمن اگرسنبل کنم

/ 1 نظر / 4 بازدید
fateme

[دست][دست][دست][دست]